السيد أحمد الهاشمي ( مترجم وشارح : حسن عرفان )
212
جواهر البلاغة ( فارسى )
مشخص بوده ، حذف شده است « 1 » . يا مشخص بودن مسند اليه ، ادّعا شود . مانند : « وهّاب الالوف » بخشندهء هزارها . در اين مثال مسند اليه ، با ادّعاى تشخص ، حذف شده است يعنى گوينده ، ادّعا كرده كه بخشندهء هزارها مشخص است . 11 - مسند اليه ، حذف مىگردد ، براى اينكه از استعمال رايج آن جمله ، بدون مسند اليه ، متابعت شده باشد . به تعبير ديگر ، جملهاى پيوسته ، بدون مسند اليه ، ذكر مىشود ما نيز همانگونه ذكر مىكنيم تا از استعمال رايج ، پيروى كرده باشيم . مانند : « رميه من غير رام » تير افكندن ، بدون تيرانداز كه مسند اليه آن يعنى « هذه » به متابعت از استعمال رايج حذف شده است . و مثل : « نعم الزّعيم سعد » : سعد ، خوب پيشوايى است در اين سخن ، مسند اليه « هو » حذف شده است چون استعمال رايج اين جمله ، بدون ذكر مسند اليه است . 12 - اشعار أنّ فى تركه تطهيرا له عن لسانك أو تطهيرا للسانك عنه . 13 - تكثير الفائدة - نحو : فصبر جميل « أى فأمرى صبر جميل » 14 - تعيّنه بالعهديّه ، نحو : و استوت على الجودىّ أى السّفينة و نحو : « حتّى توارت بالحجاب » أى الشّمس . 12 - مسند اليه ، حذف مىشود براى اينكه اعلان كنى به جهت پاكداشت مسند اليه ، آن را بر زبانت جارى نكردهاى ( آنقدر پاك و مطهّر است كه مىخواهى زبانت آن را ، آلوده نسازد ) و يا براى تطهير زبانت نامش را نمىآورى . مثال اول : « مقرّر للشّرايع ، موضّح للدلّائل » : بيان كنندهء احكام دين و روشنگر هدايتها . در اينجا ، مسند اليه را وجود مقدّس حضرت رسول صلّى اللّه عليه و آله مىگيرى . مثال دوم : « صُمٌّ بُكْمٌ عُمْيٌ » « 2 » : كران ، گنگان و كورانند . در اين مثال ، مسند اليه يعنى : منافقون ، حذف شده است . 13 - افزودن فايده ، مانند : فَصَبْرٌ جَمِيلٌ « 3 » : پس شكيبى زيباست . در اين سخن ، « أمرى » مسند اليه محذوف است . اينجا مسند اليه ، حذف شده تا ذهن ، به معانى متفاوتى بگرايد و
--> ( 1 ) . در فارسى مانند اين شعر فردوسى : ز نام و نشان و گمان برتر است * نگارندهء بر شده گوهر است . ( 2 ) . بقره / 18 . ( 3 ) . يوسف / 17 .